آدم و حوا در سوگواری - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 18:52
تا حالا در پرسه زدنهاتان در کوچه و خیابان یا قدمگاهی یا گردشگاهی، به آدم و حوا برخورده اید؟ دورترین انسان از خطور به ذهن ما این دو اند. من صحنه ای دارم در «سوگواری برای شوالیه ها» که این رویداد را گزارش کرده ام. در تبریز. در محله ای اشراف نشین. یک زن و شوهرند که از رستورانی به خانه شان برگشته اند. و...
یک سوگواری کوتاه برای سوگواری - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 7:53
فردای روزی که «سوگواری برای شوالیه ها» را از ناشر گرفتم و آمدم خانه، ورق زدم و دیدم کار مزخرفی نوشته ام. نه با جملاتش ارتباطی می گرفتم و نه با شخصیت ها. کف هال، روی قالی مثل کسی که از ضعف نمیتواند چشم به روشنایی باز کند دمر افتادم و چشمهایم را بستم و خاموش ماندم. بهناز آمد و دید و گفت اینطوری نیفت ا...
actionism - تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 15:30
یک رویکرد جدید در علوم شناختی پدید آمده که عمدتا با کتابی از آلوا نوه Alva Noe در اوایل قرن بیست و یکم کلید خورده: enactive approach in perception. نوه معتقد است ادراک یک بازنمایی ذهنی از رویدادها و اشیا نیست بلکه یک عمل مبتنی بر مهارت های بدنی است و بر قوه لامسه استوار است. البته اشکال عمده ای که ن...
مصداق - تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 12:58
در فلسفه اسلامی، و اگر حافظه یاری کند از مکتب شیراز به بعد، بحثی مطرح شد و جا افتاد در مورد رابطه مفهوم و مصداق. آقایان به این نتیجه رسیدند که رابطه آن دو، «بالذات» است. خود این که چرا به این نتیجه رسیدند یک رساله دکتری آب برمیدارد. اما اگر نگاهمان را اندکی (پست)مدرن بکنیم و ببینیم گفتمان آن دوره چه...
سوگواری برای شوالیه ها و رمان دیگر - تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 6:03
«سوگواری برای شوالیه ها» درآمد. این هفته توزیع خواهد شد. هرکس دوست دارد به عرصات ناخودآکاه نزدیک شود بگیرد بخواند. مامون برای من همیشه شخصیتی جذاب بوده است. کسی که از یک سو با یک «امام» به تعریف شیعه محشور بوده و او را فراخوانده و در دربارش منصوب کرده. و از دیگرسو در همین دربار، مجالس موسیقی و اغانی...
شبح - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 11:27
در آخرین فصل چهره برافروخته که فرهاد در راهرو دراز هتل با عزیزه دچار می خورد ناگهان دستهایش را بالا می آورد و چشمهایش را می پوشاند با اینکه از اشتیاق مواجهه با عزیزه، عزیزه ای که دیگر باکره نیست و کُرک دخترانه گونه هاش احتمالا بند انداخته شده می سوزد. چرا که منطق رمان بر «طرف نگاه» استوار بوده است ن...
هرم مازلو - تاریخ: 1395/7/7 ساعت: 3:42
هرم مازلو یک نظریه روانشناختی است برای طبقه بندی نیازهای انسان از پایه تا اوج که عبارت باشد از «خودشکوفایی». پیش تر در مورد این هرم شنیده و خوانده بودم. چند روز پیش وقتی دیروقت و از سر بیخوابی به یک برنامه رادیویی گوش می دادم ناگهان صدای خود آبراهام مازلو که در 1966 چهار سال قبل مرگش ضبط شده بود پخش...
شاگرد اُوید - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 6:51
از رفقا می پرسند چرا اینجا را به روز نمیکنم. چه می دانم. لابد دارم یکی از آن دگردیسیها را از سر می گذرانم که هر به چندی می گذرانم. چه، من مهجوربازم و اکنون «سیاحت» چنان شتابی گرفته که مجال قلمی کردنش نیست. وقتی هم قرار میگذاریم بهناز را مثل آدم صدا نمیزنم. سر از پنجره ماشین بیرون می برم سوت بی انگشت...
sublime - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 6:51
هرچه خوانده ام در مقابل کتاب فلسفی صدصفحه ای که دیروز عصر در گوشه ای دنج از کتابخانه خواندم شکست خورده است. هر فیلسوفی که آمده و رفته و من درباره اش خوانده ام رنگ می بازد در مقابل این صدصفحه. جادویی سفید بود و در آخرین صفحات، بدل به جادوی سیاه شد و ژرفای تأمل و شکوهش مرا ترساند. این اولین لرز من بود...
merde - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 6:50
سالو فیلم بدی است. چون گه در رمان همانی نیست که در فیلم. م.ک
هوش - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 6:50
یکبار هم پیشتر پرسیده بود که «این هوش که میگی به چه دردی میخوره؟» دیشب هم به مناسبت یادی که از چهره کردیم پرسید. گفت این هوش یعنی چی. به چه دردی می خوره. و من ماندم چه بگویم. و گفتم یک زمانی که مشغول دکتری بودم خواستم یک تست هوش تنظیم کنم. شاید متفاوت از تستی که در انگلستان تنظیم شد و بعدها در امریک...
لوده - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 6:50
دستخوش حلول پاییز، رمان را تمام کردم. اسمش «لوده» است. لوده نه یعنی لوده. که یعنی سبد انگور، بافته با ترکه. چاپ شدنی نیست. منتظر ققنوسم برای «سوگواری»ام «برای شوالیه ها». م.ک
شورش ناخودآگاه - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 6:50
میگوید من از وقتی نوجوان بودم همیشه آرزوم بود یک دوست نویسنده داشته باشم که کتابهایی که چاپ می کند بخوانم و بعد باهاش صحبت کنم. الان تو دوست منی، سالهاست، ولی من دیگر نیستم. این را در آخرین دیدارمان گفت کسی که نه سال پیش اسم کافکا را آورد که خیلی دوستش دارد و سیاوش جمادی را یاد کرد که کتابی درباره ا...

برچسب‌های مرتبط

بی زمانی | بی زمانی و بی مکانی | بی زمانی علی قمصری | آگراندیسمان آنتونیونی | آگراندیسمان به معنی | دستم تو دست یاره | دسته گل | مقاله isi | مقاله نویسی | درباره عشق